رسیدگی به معیشت مردم چه ارتباطی با شهرداری دارد؟ مسکن، سلامت و ناترازی انرژی مگر متولی مشخص در دولت ندارند؟ چرا شهردار تهران درباره مسائل اقتصادی کشور و شیوه اداره اقتصاد سخن می‌گوید؟ آیا وظیفه شهرداری همان اداره شهر، توسعه حمل‌ونقل عمومی، نظافت، خدمات شهری و اجرای پروژه‌های عمرانی نیست؟

آقای محمدخانی. سخنگوی شهرداری تهران

به گزارش همشهری آنلاین، عبدالمطهر محمدخانی ، سخنگوی شهرداری تهران در یادداشت اختصاصی روزنامه همشهری نوشت: رسیدگی به معیشت مردم چه ارتباطی با شهرداری دارد؟ مسکن، سلامت و ناترازی انرژی مگر متولی مشخص در دولت ندارند؟ چرا شهردار تهران درباره مسائل اقتصادی کشور و شیوه اداره اقتصاد سخن می‌گوید؟ آیا وظیفه شهرداری همان اداره شهر، توسعه حمل‌ونقل عمومی، نظافت، خدمات شهری و اجرای پروژه‌های عمرانی نیست؟

می‌توان پرسش را صریح‌تر مطرح کرد: شهرداری تهران چرا باید در میانه جنگ مسئولیت‌هایی فراتر از مأموریت‌های معمول خود بپذیرد، وارد بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده شود یا برای کاهش هزینه زندگی مردم، تنظیم بازار کالاهای اساسی، مسکن و سلامت برنامه ارائه کند؟ اینها واقعاً «وظیفه شهرداری» است؟

این پرسش‌ها در ماه‌های اخیر از سوی برخی منتقدان مطرح شده و نباید از کنارشان گذشت. در قوانین و مقررات مربوط به وظایف شهرداری‌ها، برای بسیاری از این اقدامات نمی‌توان به سادگی عنوانی صریح پیدا کرد. از این منظر، پرسش منتقد روشن است: آیا مدیریت شهری از حدود مأموریت‌های خود فراتر رفته است؟

برخی می‌گویند شهردار تهران به جای تمرکز بر اداره و توسعه شهر، حمل‌ونقل عمومی، ترافیک، آلودگی هوا، خدمات شهری و پروژه‌های عمرانی، سراغ موضوعاتی رفته که مسئولیت دستگاه‌های دیگر است. از نگاه آنان، سخن گفتن یک شهردار درباره اقتصاد، معیشت، مسکن، سلامت و انرژی چه نسبتی با مأموریت اصلی مدیریت شهری دارد؟

نقد تندتر این است که شاید بخشی از این اقدامات و مواضع بیش از آنکه حاصل ضرورت مدیریتی باشد، نمایشی سیاسی برای حضور در موضوعات ملی، دیده‌شدن فراتر از مدیریت شهری یا مقدمه‌ای برای اهداف سیاسی آینده باشد.

اینها پرسش‌های بی‌اهمیتی نیستند و پاسخشان نباید به چند جمله دفاعی درباره عملکرد شهرداری محدود شود. برای قضاوت درباره اقداماتی که شهرداری تهران از روزهای جنگ تا امروز آغاز کرده، باید ابتدا به پرسشی بنیادی‌تر پاسخ داد: شهرداری در روزهای سخت فقط مسئول «اداره شهر» است یا در برابر «زندگی مردم شهر» نیز مسئولیت دارد؟

پاسخ به این پرسش، نقطه آغاز فهم مسیر مدیریت شهری تهران است. امروز مسئله بسیاری از خانواده‌ها معیشت، تورم، مسکن، هزینه‌های روزمره و نگرانی از آینده است. نمی‌توان از توسعه تهران، مترو، فضای سبز و پروژه‌های عمرانی سخن گفت اما از فشاری که خانواده برای مسکن، کالاهای اساسی، رفت‌وآمد، درمان و آموزش تحمل می‌کند غافل ماند.

اگر سخنان و اقدامات اخیر دکتر علیرضا زاکانی را کنار هم بگذاریم، یک خط روشن دیده می‌شود: کشور در شرایط عادی نیست؛ مردم تحت فشارند؛ شیوه‌های معمول برای عبور از این وضعیت کافی نیست و همه دستگاه‌هایی که ظرفیت و امکان اجرایی دارند باید سهم خود را در کاهش مشکلات مردم بپذیرند.

در چنین نگاهی، شهرداری تهران نمی‌تواند پشت مرزهای سنتی مدیریت شهری بایستد و بگوید تورم، معیشت، انرژی، سلامت یا مسکن مسئله دولت است. شهر جایی است که آثار همه این مسائل در آن ظاهر می‌شود و شهروند همان کسی است که هم تورم و اجاره مسکن را می‌پردازد و هم هزینه حمل‌ونقل، درمان و پیامدهای ناترازی انرژی را تحمل می‌کند.

پس پرسش اصلی این نیست که «آیا شهرداری مسئول اقتصاد کشور است؟» روشن است که نیست. پرسش این است که آیا مدیریت شهری می‌تواند بخشی از ظرفیت خود را برای کاهش فشار از زندگی مردم و کمک به حل مسائل کشور به میدان بیاورد؟ پاسخ شهردار تهران مثبت است.

مردم تحت فشارند؛ این واقعیت را باید دید

نقطه شروع هر سیاست مؤثر، دیدن واقعیت است. بخش قابل توجهی از خانواده‌های ایرانی زیر فشار اقتصادی‌اند؛ تورم قدرت خرید را کاهش داده، مسکن سهم بزرگی از درآمد را می‌بلعد، قیمت کالاهای اساسی به مسئله‌ای روزمره تبدیل شده و نگرانی از آینده اقتصادی بر آرامش خانواده‌ها سایه انداخته است.

در تهران این فشار گاه شدیدتر است. وقتی بیش از نیمی از خانوارهای پایتخت اجاره‌نشین‌اند، مسکن فقط مسئله شهرسازی نیست؛ مسئله‌ای اجتماعی و اقتصادی است. وقتی قیمت مواد غذایی بالا می‌رود، میدان میوه و تره‌بار می‌تواند ابزاری برای دفاع از قدرت خرید باشد و وقتی هزینه رفت‌وآمد افزایش می‌یابد، حمل‌ونقل عمومی بخشی از سبد هزینه خانوار است.

این تغییر زاویه نگاه مهم است. مدیریت شهری اگر زندگی واقعی شهروند را مبنا قرار دهد، مأموریت خود را فقط در آسفالت، نظافت، پسماند، پارک و بزرگراه خلاصه نمی‌کند. همه اینها مهم‌اند، اما شهر مجموعه خیابان و ساختمان نیست؛ محل زندگی انسان‌هاست و اداره شهر باید در نهایت به کیفیت زندگی آنها منتهی شود.

ما در شرایط عادی اقتصادی قرار نداریم

دومین مؤلفه نگاه شهردار تهران، تحلیل شرایط کشور است. ایران هم‌زمان با فشار خارجی، تحریم، محدودیت‌های اقتصادی و ناترازی‌های داخلی مواجه است. فشار اقتصادی خارجی نیز فقط برای تغییر چند شاخص اقتصادی نیست؛ یکی از اهداف آن فرسایش توان ایستادگی جامعه، افزایش ناامیدی و اخلال در محاسبات مدیران کشور است.

به همین دلیل نمی‌توان شرایط امروز را مانند یک دوره عادی اقتصادی مدیریت کرد. وقتی شرایط غیرعادی است، شیوه اداره نیز نمی‌تواند کاملاً عادی بماند. یکی از نقدهای صریح شهردار تهران همین است: اگر در جنگ اقتصادی قرار داریم، باید متناسب با آن آرایش مدیریتی داشته باشیم.

در عین حال، پذیرش فشار خارجی نباید ضعف‌های داخلی را بپوشاند. قرار نیست هر مشکلی را به تحریم نسبت دهیم. بخشی از مسائل اقتصادی ریشه در شیوه اداره اقتصاد، ساختارهای ناکارآمد، تصمیم‌های غلط و استفاده نکردن از ظرفیت‌های کشور دارد. بنابراین اصلاح شیوه اداره کشور نیز بخشی از مقاومت است.

به جای چشم دوختن به بیرون؛ مقاومت در حل مشکلات مردم

شهردار تهران در توضیح شرایط امروز، بر نقد دوگانه‌ای تأکید دارد که سال‌ها بخشی از فضای مدیریتی و سیاسی ما را گرفتار کرده است.

در یک سوی این دوگانه، نگاهی است که راه برون‌رفت از مشکلات را بیش از اندازه به بیرون گره می‌زند؛ گویی باید منتظر مذاکره، تغییر مناسبات خارجی یا رفع فشارها ماند و سپس مسائل داخلی را حل کرد. تعامل و مذاکره ابزار تأمین منافع ملی‌اند، اما خطا از جایی آغاز می‌شود که حل مسائل مردم به تحولات بیرونی مشروط و اراده داخلی برای اصلاح و حل مسئله معطل شود.

در سوی دیگر، نباید مقاومت را فقط ایستادگی در برابر تهدید نظامی یا تحمل فشار خارجی دانست. مقاومت اگر قرار است از کشور و جامعه دفاع کند، باید از زندگی مردم نیز دفاع کند. جامعه‌ای که قدرت خریدش آسیب ببیند، سفره‌اش کوچک شود، هزینه مسکن و درمان بر آن سنگینی کند و امیدش کاهش یابد، دقیقاً در نقطه‌ای آسیب دیده که طراحان فشار خارجی انتظار دارند.

امروز میدان تقابل فقط مرزها، تأسیسات نظامی یا توان دفاعی نیست. فشار اقتصادی، تحریم، محدودکردن منابع ارزی و اخلال در تجارت نیز بخشی از همان فشارند. وقتی دونالد ترامپ و مقام‌های اقتصادی دولت او، از جمله اسکات بسنت، آشکارا از تشدید فشار اقتصادی و محدودکردن منابع درآمدی ایران سخن می‌گویند، اقتصاد و معیشت مردم نیز یکی از میدان‌های این مواجهه است.

این جهت‌گیری را می‌توان در اسناد و اظهارات رسمی طرف مقابل نیز دید. دونالد ترامپ در ۴ فوریه ۲۰۲۵ (۱۶ بهمن ۱۴۰۳)، در یادداشت امنیت ملی ریاست‌جمهوری برای بازگرداندن سیاست «فشار حداکثری»، به دولت خود دستور داد کارزاری مستمر برای رساندن صادرات نفت ایران به صفر دنبال کند. (منبع: کاخ سفید، National Security Presidential Memorandum/NSPM-۲، ۴ فوریه ۲۰۲۵.) اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نیز در ۲۴ اوت ۲۰۲۶ (۲ شهریور ۱۴۰۵)، هنگام اعلام «عملیات طرد اقتصادی» گفت: «ما یک تهاجم اقتصادی علیه ارتباطات مالی ایران در سراسر جهان آغاز می‌کنیم» و هدف آن را «قطع هر شریان اقتصادی» توصیف کرد. این عملیات، بنا بر اعلام رسمی وزارت خزانه‌داری آمریکا، به دستور ترامپ آغاز شده است. (منبع: وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، Remarks from Secretary Scott Bessent on Operation Economic Outcast، ۲۴ اوت ۲۰۲۶.)

این پیوند میان دشواری‌های زندگی مردم و ایجاد نارضایتی، در سخنان بنیامین نتانیاهو صریح‌تر نیز دیده می‌شود. او در ۱۲ اوت ۲۰۲۵ (۲۱ مرداد ۱۴۰۴)، در پیامی خطاب به مردم ایران، پس از سخن گفتن از مشکلات آب، برق، پول و تورم و توصیف وضعیت با عبارت «همه‌چیز در حال فروپاشی است»، مستقیماً گفت: «به خیابان‌ها بیایید. عدالت بخواهید. پاسخگویی مطالبه کنید. علیه استبداد اعتراض کنید.» فارغ از ادعاهای مطرح‌شده در آن پیام، کنار هم قرار دادن مشکلات روزمره زندگی مردم با دعوت مستقیم آنان به اعتراض، نشان می‌دهد که چگونه فشار بر زندگی مردم و نارضایتی اجتماعی در محاسبات سیاسی طرف مقابل به یکدیگر پیوند می‌خورند. (منبع: دفتر نخست‌وزیر اسرائیل، A Message from Prime Minister Netanyahu to the People of Iran، ۱۲ اوت ۲۰۲۵.)

بنابراین مقاومت در معنای عملی امروز فقط تقویت توان دفاعی نیست؛ حفظ قدرت خرید، تأمین کالاهای اساسی، کاهش فشار مسکن، مدیریت ناترازی انرژی، دسترسی بهتر به سلامت، افزایش کارآمدی اقتصاد و جلوگیری از فرسایش اجتماعی نیز بخشی از مقاومت است.

به بیان دیگر، هدف فقط محدودکردن توان سخت کشور نیست؛ توان ایستادگی جامعه نیز هدف قرار می‌گیرد. اگر فشار اقتصادی می‌خواهد مردم را خسته و تاب‌آوری اجتماعی را تضعیف کند، پاسخ باید در همان میدان داده شود: هر اقدامی که زندگی را قابل‌تحمل‌تر، اقتصاد را کارآمدتر و جامعه را امیدوارتر کند، بخشی از دفاع از کشور است.

از این منظر، میان «مقاومت» و «حل مشکلات مردم» دوگانه‌ای وجود ندارد. حل مشکلات مردم، صورت اجتماعی مقاومت است؛ همان‌گونه که کشور برای حفاظت از امنیت خود به قدرت دفاعی نیاز دارد، برای ایستادگی در نبرد اقتصادی نیز به مردمی نیاز دارد که احساس نکنند تنها و بی‌پناه مانده‌اند.

این نگاه در بیانات رهبر شهید انقلاب نیز به‌صراحت دیده می‌شود. امام شهید حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶، در مراسم دانش‌آموختگی دانشگاه امام حسین(ع)، «اقتصاد و معیشت مردم» را هدف میان‌مدت دشمن دانستند و گفتند: «هدف میان‌مدت آنها مسئله اقتصاد کشور است، مسئله معیشت مردم است»؛ با این هدف که مردم «به‌خاطر مشکلات معیشتی ناامید و مأیوس بشوند». ایشان راه مقابله با این هدف را رونق تولید، اشتغال و عمل به سیاست‌های اقتصاد مقاومتی دانستند. (منبع: بیانات در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع)، ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶؛ منتشرشده از سوی پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار قائد شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.)

همین پیوند میان معیشت مردم و مقاومت در برابر فشار اقتصادی، در پیام نوروزی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ نیز تصریح شده است. ایشان پس از آنکه «بهره‌گیری از ضعف‌های اقتصادی و مدیریتی» را یکی از روزنه‌های امید دشمن خواندند، تأکید کردند که «تأمین معیشت مردم و ارتقاء زیرساخت‌های زیستی و رفاهی» باید «نوعی دفاع و بلکه پیشروی چشمگیر در مقابل جنگ اقتصادی» تلقی شود. (منبع: پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۵ شمسی، ۲۹ اسفند ۱۴۰۴؛ رسانه رهبر انقلاب اسلامی.)

اینجاست که «پناه مردم» معنایی راهبردی پیدا می‌کند: در همان نقطه‌ای که فشار خارجی می‌کوشد جامعه را آسیب‌پذیر کند، ظرفیت‌های کشور برای حمایت از مردم به میدان بیاید؛ از سفره و قدرت خرید تا مسکن، سلامت، انرژی و هزینه‌های روزمره زندگی.

پس انتخاب میان «مقاومت» و «حل مشکلات مردم» در کار نیست. حل مشکلات مردم، خودِ مقاومت است؛ یعنی هم از استقلال و امنیت کشور دفاع کنیم و هم نگذاریم فشار اقتصادی، زندگی و امید مردم را هدف قرار دهد؛ هم توان دفاعی کشور را حفظ کنیم و هم توان ایستادگی جامعه را.

و شاید بتوان این معنا را در یک جمله خلاصه کرد: اگر معیشت مردم یکی از میدان‌های حمله دشمن است، پناه مردم بودن و شانه زیر بار مسئولیت دادن نیز عین مقاومت است. راه درست، نه انتظار برای گشایش از بیرون است و نه دعوت مردم به تحمل مشکلات بدون ارائه راه‌حل. راه درست یعنی ایستادگی و کار کردن؛ مقاومت و ساختن؛ پایداری و حل مسئله، هم‌زمان.

ایران کشور فقیری نیست

در نگاه شهردار تهران، خطای تحلیلی خطرناک این است که تصور کنیم کشور فاقد ظرفیت است. ایران از منابع طبیعی، نیروی انسانی، زیرساخت، ظرفیت بخش خصوصی، دارایی‌های عمومی و سرمایه انسانی و اجتماعی بزرگی برخوردار است و در کنار دولت نیز ظرفیت‌های عمومی، محلی و مردمی فراوانی وجود دارد که هنوز به‌طور کامل وارد میدان حل مسائل نشده‌اند.

مسئله اصلی در بسیاری از موارد «نداشتن» نیست؛ «به‌کار نگرفتن» است. دولت دارایی دارد، مدیریت محلی ظرفیت اجرایی، بخش خصوصی توان سرمایه‌گذاری و مردم منابع، دانش و انگیزه. اگر این ظرفیت‌ها درست کنار هم قرار گیرند، بخشی از محدودیت‌هایی که امروز قطعی به نظر می‌رسند قابل مدیریت خواهند بود.

از همین‌جا مردمی‌سازی اقتصاد معنا پیدا می‌کند. اقتصاد را نمی‌توان فقط از اتاق‌های اداری اداره کرد. مردمی‌سازی هم واگذاری صوری چند پروژه نیست؛ یعنی بازکردن میدان واقعی برای مشارکت مردم، سرمایه‌های خرد و کلان، بخش خصوصی و نهادهای محلی در تولید، سرمایه‌گذاری و حل مسائل کشور. کشوری که ظرفیت مردمش را به میدان بیاورد، در برابر فشار خارجی نیز مقاوم‌تر است.

مسئله دولت، مسئله همه ماست

از این تحلیل یک نتیجه سیاسی و مدیریتی روشن حاصل می‌شود: در شرایط دشوار، رقابت سیاسی نباید مانع همکاری برای حل مشکلات مردم شود. اختلاف نظر طبیعی است، اما تورم متعلق به یک جریان نیست؛ ناترازی انرژی جناح نمی‌شناسد؛ مشکل مسکن از مردم نمی‌پرسد به چه کسی رأی داده‌اند و فشار معیشتی میان حامی و منتقد دولت تفاوتی نمی‌گذارد. حل این مسائل هم نباید قربانی رقابت سیاسی شود.

از همین منظر، شهردار تهران بارها بر ضرورت کمک به دولت و رئیس‌جمهور تأکید کرده است: موفقیت دولت در حل مسائل مردم، موفقیت کشور است و شکست در آن هزینه‌ای است که مردم می‌پردازند.

شهرداری تهران خود را رقیب دولت نمی‌بیند. هر جا ظرفیت مدیریت شهری بتواند باری از دوش دولت و مهم‌تر از آن، مردم بردارد، باید به میدان بیاید. این انتخاب سیاسی نیست؛ مسئولیت ملی است.

این همکاری یک‌طرفه هم نیست. رئیس‌جمهور محترم نیز تأکید کرده است که هرکس ایده، توان یا ظرفیتی برای حل مشکلات مردم دارد باید به میدان بیاید و از ظرفیت او استفاده شود.

پس همکاری شهرداری و دولت، همکاری دو جریان سیاسی نیست؛ نوعی تقسیم کار ملی برای حل مسائل مردم است. یک سو ظرفیت اجرایی تهران را به میدان می‌آورد و سوی دیگر از همه ظرفیت‌های موجود استفاده می‌کند؛ مهم نیست راه‌حل از کجا آمده، مهم این است که گرهی از زندگی مردم باز کند.

شهر می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد

نگاه سنتی، شهرداری را سازمانی خدماتی محدود به خیابان، پسماند، پارک، ساخت‌وساز و حمل‌ونقل می‌داند؛ اما مدیریت شهری مدرن مدت‌هاست از این تعریف عبور کرده است.

شهرها امروز در سلامت، محیط زیست، انرژی، اقتصاد محلی، مسکن، رفاه اجتماعی، آموزش، تاب‌آوری و حتی دیپلماسی نقش دارند، چون بسیاری از مسائل ملی نهایتاً در مقیاس محلی و زندگی روزمره شهروندان ظاهر می‌شوند.

در قانون اساسی ما نیز این ظرفیت دیده شده است. اصل یکصدم، اداره امور محلی را بر پایه مشارکت مردم و شوراها به رسمیت می‌شناسد. توسعه نقش مدیریت شهری در حل مسائل مردم، جایگزینی دولت نیست؛ فعال‌کردن ظرفیتی است که می‌تواند کنار دولت قرار گیرد.

تجربه تهران نیز این همکاری را نشان داده است. در بازسازی خسارات ناشی از جنگ، شهرداری مسئولیت اجرایی بخشی از کار را پذیرفت و دولت آن را واگذار کرد. الگو ساده بود: دولت سیاست‌گذاری و هماهنگی می‌کند، مدیریت محلی ظرفیت اجرایی خود را وارد میدان می‌کند و مسئله مردم سریع‌تر حل می‌شود. همین منطق در حوزه‌های دیگر نیز قابل توسعه است.

فراتر از خدمت؛ شهرداری باید «پناه مردم» باشد

در پس این اقدامات، یک مفهوم اجتماعی نیز قرار دارد: پناه مردم بودن. در شرایط عادی از نهادهای عمومی خدمت می‌خواهیم؛ در شرایط سخت، مردم باید احساس کنند در برابر فشار اقتصادی، جنگ، بحران یا بیماری تنها رها نشده‌اند و نهادی هست که کنارشان می‌ایستد، صدایشان را می‌شنود و برای کاستن از دشواری زندگی‌شان از ظرفیت خود استفاده می‌کند.

این همان «پناه اجتماعی» است؛ نسبتی میان مردم و مسئولان که در آن شهروند حضور مدیریت را در لحظه دشواری احساس می‌کند. این پناه گاهی سقفی برای خانواده‌ای است که خانه‌اش را از دست داده، گاهی کالای اساسی ارزان‌تر، حمل‌ونقل کم‌هزینه‌تر، دسترسی بهتر به سلامت یا تلاشی برای کاستن از فشار مسکن.

در همین چارچوب، رهبر شهید حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت در ۷ شهریور ۱۳۹۷، «با مردم بودن» را از شاخص‌های حکومت علوی برشمردند و تأکید کردند که «مسئولان اقتصادی در حل مشکلات مردم شب و روز نشناسند». (منبع: بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت، ۷ شهریور ۱۳۹۷؛ پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری.)

مردم بیش از هر چیز نباید احساس بی‌پناهی کنند. شاید همه مشکلات یک‌باره حل نشود و امکانات محدود باشد، اما مردم باید ببینند مدیران مسئله آنها را مسئله خود می‌دانند و برای راه‌حل تلاش می‌کنند. از این منظر، مأموریت امروز شهرداری تهران فقط «خدمت‌رسانی» نیست؛ کنار مردم بودن است.

معیشت؛ از تنظیم بازار تا حفظ کرامت مردم

یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها معیشت است. شهرداری تهران شبکه گسترده میادین و بازارهای میوه و تره‌بار و ظرفیت توزیعی در اختیار دارد. پرسش این است که آیا در شرایط تورمی، این ظرفیت می‌تواند نقش فعال‌تری در کاهش هزینه زندگی مردم ایفا کند؟

اگر زنجیره تأمین کوتاه، واسطه‌های غیرضروری کمتر و کالا مستقیم‌تر از تولیدکننده به مصرف‌کننده برسد، می‌توان بخشی از فاصله قیمت تولید تا مصرف را کاهش داد. هدف‌گذاری برای عرضه ارزان‌تر کالاهای اساسی در همین چارچوب است.

این به معنای ورود شهرداری به تجارت یا رقابت با بخش خصوصی نیست؛ هدف، استفاده از زیرساخت عمومی شهر برای افزایش رقابت، کاهش هزینه‌های واسطه‌گری و کمک به حفظ قدرت خرید مردم است. در شرایط دشوار اقتصادی، حفظ سفره مردم فقط مسئله اقتصاد نیست؛ مسئله کرامت اجتماعی و یکی از مصادیق پناه اجتماعی است.

حمل‌ونقل؛ فقط ترافیک نیست

حمل‌ونقل عمومی را معمولاً از زاویه ترافیک و آلودگی هوا می‌بینیم، اما یک بعد سوم نیز دارد: هزینه زندگی.

برای خانواده‌ای که اعضایش هر روز در شهر رفت‌وآمد می‌کنند، هزینه حمل‌ونقل بخشی از مخارج ماهانه است. پس ارزان‌تر و در دسترس‌تر شدن مترو و اتوبوس، علاوه بر اثر ترافیکی و زیست‌محیطی، یک سیاست معیشتی است.

تجربه رایگان کردن حمل‌ونقل عمومی در مقاطعی از سال نشان داد یک تصمیم شهری می‌تواند هم‌زمان مصرف سوخت را کاهش دهد، استفاده از حمل‌ونقل عمومی را افزایش دهد و بخشی از هزینه روزمره شهروندان را کم کند.

انرژی؛ تهران می‌تواند بخشی از مسئله و بخشی از راه‌حل باشد

تهران یکی از بزرگ‌ترین مراکز مصرف انرژی کشور است و نمی‌توان درباره ناترازی انرژی سخن گفت و نقش پایتخت را ندید. برقی‌سازی حمل‌ونقل، موتورسیکلت‌های برقی، اصلاح الگوی مصرف، ناوگان پاک و همکاری با دستگاه‌های مسئول از همین منظر اهمیت دارد.

طرح تأمین گسترده موتورسیکلت‌های برقی، به‌ویژه برای موتورسیکلت‌های کار، هم به آلودگی هوا مربوط است، هم مصرف بنزین، اقتصاد خانوار و ناترازی انرژی. مقیاس تهران اجازه می‌دهد برخی سیاست‌های ملی ابتدا در پایتخت آزموده و در صورت موفقیت به سایر شهرها تعمیم داده شوند.

مسکن؛ مسئله‌ای که نمی‌توان از کنار آن گذشت

در شهری که بخش بزرگی از خانواده‌ها اجاره‌نشین‌اند، مدیریت شهری نمی‌تواند نسبت به مسکن بی‌تفاوت باشد.

شهرداری جای وزارت راه و شهرسازی را نمی‌گیرد، اما ابزارهایی دارد که بر عرضه و هزینه مسکن اثر می‌گذارد: بازآفرینی بافت فرسوده، تسهیل ساخت، آزادسازی ظرفیت‌های شهری، توسعه مسکن متناسب با توان مالی خانوار و کمک به الگوهای حرفه‌ای اجاره‌داری.

اگر این ابزارها درست به کار گرفته شوند، مدیریت شهری می‌تواند بخشی از مسئله مسکن تهران را حل کند؛ حتی اگر مسئول اصلی سیاست مسکن نباشد. و شاید هیچ تصویر از «پناه» برای یک خانواده ملموس‌تر از سقفی امن و قابل استطاعت نباشد.

سلامت؛ از درمان بیماری تا سلامت محله

سلامت شهروند فقط در بیمارستان تولید نمی‌شود. کیفیت هوا، فضای شهری، امکان ورزش، تغذیه، بهداشت محیط، دسترسی به خدمات اولیه و شرایط اجتماعی محله همگی بر سلامت مردم اثر دارند.

همکاری شهرداری تهران با وزارت بهداشت، دانشگاه‌های علوم پزشکی و مجموعه‌های مرتبط می‌تواند مدلی بسازد که در آن «محله» واحد پایه سلامت باشد. آغاز این تجربه در تعدادی از محلات تهران فرصتی است برای مدلی که از پایش شاخص‌ها تا پیشگیری، خدمات اولیه، نظام ارجاع و پیوند بهتر شهروند با شبکه سلامت امتداد پیدا کند.

یک تقسیم کار جدید برای حل مسائل قدیمی

این اقدامات در ظاهر متفاوت‌اند: میدان میوه و تره‌بار چه ارتباطی با موتورسیکلت برقی دارد؟ مسکن چه نسبتی با سلامت محله دارد؟ حمل‌ونقل رایگان چگونه کنار بازسازی خسارات جنگ قرار می‌گیرد؟

پاسخ در منطق مشترک آنهاست: هر دستگاه باید ببیند با امکاناتی که در اختیار دارد، کدام مسئله واقعی مردم را می‌تواند حل کند.

قرار نیست شهرداری جای دولت بنشیند یا مرز مسئولیت‌ها از میان برود؛ قرار است ظرفیت‌ها کنار هم قرار گیرند. اگر وزارتخانه ابزار سیاست‌گذاری دارد و شهرداری شبکه اجرایی، چرا جدا کار کنند؟ اگر دولت منابع و مدیریت شهری امکان اجرا دارد، چرا ترکیب نشوند؟ اگر بخش خصوصی سرمایه و تخصص دارد، چرا میدان مشارکت نداشته باشد؟ و اگر مردم بزرگ‌ترین سرمایه کشورند، چرا نقششان به دریافت‌کننده خدمات محدود بماند؟

از «به ما چه؟» تا «چه کمکی از دست ما برمی‌آید؟ »

شاید مهم‌ترین تغییر مورد نظر شهردار تهران همین باشد: در نظام اداری ما، گاهی نخستین واکنش یک دستگاه این است که ثابت کند مسئله در شرح وظایفش نیست. نتیجه آن است که مسئله مردم میان مرز سازمان‌ها می‌ماند؛ هر دستگاه مسئولیت خود را محدود تعریف می‌کند، اما مسئله حل‌نشده باقی می‌ماند.

معیار نهایی؛ زندگی مردم

در نهایت، همه سیاست‌ها باید با یک معیار سنجیده شوند: چه تغییری در زندگی مردم ایجاد کرده‌اند؟ اگر همکاری دولت و شهرداری مصرف انرژی را کم کند، حمل‌ونقل عمومی سفرهای بیشتری را از خودروی شخصی به مترو و اتوبوس منتقل کند، شبکه توزیع شهری کالا را ارزان‌تر به خانواده برساند، بازآفرینی شهری فشار مسکن را کاهش دهد یا همکاری در سلامت بیماری را زودتر تشخیص دهد و هزینه درمان را کم کند، ارزشمند است.

اگر این اتفاقات نیفتد، تعدد جلسات، تفاهم‌نامه‌ها، قرارگاه‌ها و طرح‌ها معیار موفقیت نیست. این همان نقطه‌ای است که شهرداری تهران باید خود را در معرض داوری مردم قرار دهد.

شرایط کشور دشوار است، اما دشواری نباید به انفعال منجر شود. ایران ظرفیت‌های بزرگی دارد که هنوز همه وارد میدان نشده‌اند و دولت، شهرداری، بخش خصوصی یا نهادهای مردمی هیچ‌کدام به تنهایی قادر به حل همه مسائل نیستند.

راه پیش رو همکاری است: همکاری دولت و مدیریت محلی، بخش عمومی و خصوصی، دستگاه‌های ملی و شهری و بیش از همه، باز کردن میدان برای حضور مردم.

این همکاری باید بر همین نگاه استوار باشد: نه انتظار برای اینکه تحولات بیرونی مسائل داخلی را حل کند، بلکه مقاومتی فعال به معنای اصلاح، ابتکار، کارآمدی و حل مسائل مردم.

انتخاب شهردار تهران این است که شهرداری نه رقیب دولت و نه تماشاگر مشکلات کشور باشد، بلکه بخشی از ظرفیت اجرایی کشور باشد که می‌تواند کنار دولت و در خدمت مردم قرار گیرد.

ممکن است درباره شیوه‌ها اختلاف نظر باشد، برخی طرح‌ها نیازمند اصلاح باشند و در اجرا خطا رخ دهد. نقد مدیریت شهری هم طبیعی و ضروری است؛ اما مسئله اصلی، پیش از همه اینها، نوع مواجهه ما با مفهوم «وظیفه» است.

سال‌هاست یکی از ساده‌ترین پاسخ‌های نظام اداری ما در برابر مسائل پیچیده مردم، همین جمله آشناست: «وظیفه ما نیست.» جمله‌ای که چه‌بسا از منظر تقسیم کار اداری و شرح وظایف سازمانی درست هم باشد؛ اما مشکل مردم را حل نمی‌کند. شهروندی که زیر فشار اجاره خانه است، خانواده‌ای که هزینه تأمین کالاهای اساسی برایش دشوار شده، بیماری که به خدمات سلامت نیاز دارد یا مردمی که در میانه یک بحران به پشتوانه احتیاج دارند، مسئله‌شان را بر اساس مرز میان سازمان‌ها و دستگاه‌ها تعریف نمی‌کنند.

مردم یک مسئله دارند و انتظار دارند مجموعه حاکمیت برای حل آن مسئله کنار یکدیگر قرار گیرد. شاید بتوان تمام آنچه در این یادداشت گفته شد را در تغییر یک پرسش خلاصه کرد. به جای اینکه هر دستگاه در مواجهه با مشکلات مردم ابتدا بپرسد «آیا این وظیفه من است؟»، یک بار هم از خود بپرسد: «آیا من می‌توانم برای حل این مشکل کاری انجام دهم؟»

این تغییر پرسش، به معنای برهم زدن تقسیم کار قانونی، مداخله در مسئولیت دیگران یا فراموش کردن وظایف اصلی نیست. شهرداری تهران همچنان باید شهر را اداره کند، مترو و اتوبوس را توسعه دهد، خیابان و بزرگراه بسازد، پسماند را جمع‌آوری کند، فضای سبز را گسترش دهد و درباره ترافیک و آلودگی هوا پاسخگو باشد. هیچ‌یک از مسئولیت‌های جدید نمی‌تواند بهانه‌ای برای کوتاهی در این وظایف باشد.

اما همه حرف این یادداشت این است که شرح وظایف قانونی شهرداری نباید بهانه‌ای برای ندیدن زندگی مردم باشد.

اگر ظرفیت میادین میوه و تره‌بار می‌تواند بخشی از فشار هزینه کالاهای اساسی را کم کند، چرا نباید از آن استفاده کنیم؟ اگر شبکه حمل‌ونقل عمومی می‌تواند علاوه بر کاهش ترافیک، هزینه زندگی مردم و مصرف انرژی کشور را کاهش دهد، چرا این ظرفیت را به میدان نیاوریم؟ اگر شهرداری می‌تواند در مسکن، سلامت، انرژی یا روزهای بحران باری از دوش مردم و دولت بردارد، چرا باید پشت جمله «وظیفه ما نیست» متوقف شود؟

اینجاست که معنای «پناه مردم» روشن می‌شود. پناه مردم بودن یعنی شهرداری همه وظایف کشور را برعهده بگیرد؟ قطعاً نه. یعنی هر جا مسئله‌ای وجود داشت، بدون قانون و تقسیم کار وارد آن شود؟ باز هم نه.

پناه مردم بودن یعنی در روزهای سخت، هیچ ظرفیتی را که می‌تواند گرهی از زندگی مردم باز کند، معطل مرزهای معمول اداری نگذاریم؛ کنار دولت بایستیم، ظرفیت دیگر دستگاه‌ها را به ظرفیت شهر متصل کنیم و مهم‌تر از همه، کنار مردم بمانیم.

مردم در روزهای سخت نباید میان دستگاه‌ها سرگردان شوند و نباید احساس کنند هر دری را که می‌زنند، پاسخی جز «به ما مربوط نیست» یا «وظیفه ما نیست» نمی‌شنوند. شهرداری تهران می‌خواهد در برابر این منطق، انتخاب دیگری داشته باشد.

انتخاب ما این است که وقتی کاری واقعاً از دستمان برمی‌آید، نگوییم: «وظیفه ما نیست!» بلکه بپرسیم: «برای مردم چه کاری از دست ما برمی‌آید؟» شاید این، ساده‌ترین تعریف از مسیری باشد که امروز شهرداری تهران می‌خواهد در پیش بگیرد؛ شهری که در روزهای عادی باید خوب اداره شود و در روزهای سخت، فراتر از آن باید پناه مردمش باشد.

کد خبر 1067761
منبع: روزنامه همشهری

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار شهردارى

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha